محمود بن عثمان
81
مفتاح الهداية و مصباح العناية ( سيرت نامه سيد امين الدين بليانى )
حاضر اسرار ذكر نتواند بود . و اين طريقه به موافقت و متابعت ياران صاحب درد صاحب تجريد مسلوك مىگردد ؛ و هر كسى در اين معنى رفتن نمىتواند بود ؛ و چون متابعت و موافقت و مناسبت در كسى نباشد ، حضور آن كس سودى بازندهد ؛ بلكه ديدن وى موجب تفرقه و بىحميّتى بود . و دليل بر اين نكته آن است كه مريدان شيخ جنيد ، رحمة اللّه عليه ، در ذكر بودند ، و در ميان ايشان يكى بود كه در وى متابعت و موافقت نبود . شيخ فرجى « 1 » خود به وى داد و گفت : برو و اين جامه در دكان فلان شكرفروش بنه و دو من شكر بستان و بياور . چون آن شخص از ميان جمع دور شد ، شيخ آواز برداشت و او را گفت كه اين فرجى به تو بخشيدم ، برو كه از آن تست و محتاج آن نيست كه بازآيى . آن شخص خرّم شد و برفت . شيخ روى به ياران كرد و گفت : ذوق ذكر شما ، به فرجى ارزان خريديم . اين دليل و برهان آن است كه معلوم كه در اين كار يار بايد . الرّفيق ثمّ الطّريق . تنها نتوان بريدن اين راه * در پهلوى پهلوان ما باش و اگرچه فرزند يا برادر يا خويش باشد ، چون شرائط اين معنى و درد اين كار در دل او نباشد ، از حضور او ذوقى حاصل نيايد . بيت : هزار خويش كه بيگانه از خدا باشد * فداى يك تن بيگانه كآشنا باشد
--> ( 1 ) . نوعى جبّه درويشان .